×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۸ مرداد - ۱۳۹۷  
true
false

شهید «محمد چوبکار»:
شهید «محمد چوبکار» در وصیت‌نامه خود نوشته است: برادران و خواهران! پیام من این است که به فکر زندگانی باشید و به فکر کسانی که ممکن است از معنویت دور باشند. با آنان از قرآن بگوییم و از اسلام و این مفاهیم را به آنان نشان دهید. آن‌وقت خواهید دید که اگر اسلام درست عرضه شود؛ کسی نمی‌ماند که به اسلام نگرود.

کد خبر: ۲۹۳۳۵۰
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ – ۱۲:۵۹ – ۲۸May 2018

«به خاطر شهادت به سپاه آمده ام»به گزارش دفاع پرس از خرم‌آباد، شهید «محمد چوبکار» سال ۱۳۳۹ در شهرستان «بروجرد» به دنیا آمد، دوران ابتدایی و دبیرستان را در زادگاهش با موفقیت سپری کرد و همچنین از محضر پدربزرگ خود که اهل فضل و دانش بود نیز بهره برد.

وقتی «محمد» دیپلم گرفت، اوج مبارزات مردمی علیه نظام ستم‌شاهی بود. وی با شرکت فعال در تظاهرات، به ظلم رژیم پهلوی اعتراض می‌کرد.

«محمد» سال ۱۳۵۷ در کنکور سراسری دانشگاه‌ها شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه اهواز پذیرفته شد. پس از ورود به دانشگاه، آن‌جا را نیز به صحنه‌ فریاد علیه رژیم طاغوت بدل کرد و با آگاهی دادن به دانشجویان و برپایی اعتصاب دانشجویی، در جهت پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کرد.

پس از پیروزی انقلاب، «محمد چوبکار» به فعالیت‌های مذهبی و انقلابی خود ادامه داد و به‌عنوان یکی از اعضای اصلی و تشکیل دهنده‌ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اهواز در تدوین اساسنامه‌ انجمن سهم به‌سزایی داشت که در همین راستا، شرکت درجلسات انجمن را در رأس برنامه‌های خود قرار داده بود تا اینکه انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۸ به وقوع پیوست و دانشگاه‌ها تعطیل شدند. محمد که شیفته‌ خدمت به انقلاب و محرومین جامعه بود، فعالیت خود را به نحو دیگری آغاز کرد و به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و در کرمانشاه استقرار یافت. وی ضمن خدمت در سپاه، در شهر «باختران» به تدریس در بینش اسلامی سال چهارم دبیرستان می‌پرداخت. اوقات فراغت «محمد» نیز با مطالعه و خواندن کتب مذهبی سپری می‌شد.

ازدواج و شروع زندگی مشترک

«محمد چوبکار» سال ۱۳۶۰ و در سن ۲۱ سالگی ازدواج کرد و با برگزاری یک مراسم عروسی ساده، به همراه همسرش به شهر کرمانشاه رفتند و در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی مشترک خود را شروع کردند. وی بسیار صبور و مقاوم بود و مشکلاتی را که در زندگی‌اش به وجود می‌آمد را سعی می‌کرد با صبر و تحمل حل کند.

حضور در ۲ جبهه جهاد و دانش

«محمد چوبکار» از زمان جنگ تحمیلی پیوسته در جبهه‌های غرب حضور فعال داشت و با تمام وجود در مقابل دشمن ایستاد. در جریانات مختلف انقلاب توسط مخالفین کوردل شناسایی شده بود و از تیررس ترور ضدانقلاب در امان نبود. در سال ۱۳۶۰ از یک سوءقصد جان سالم به در برد. اما این اعمال در روحیه انقلابی «محمد» اندک تأثیری نداشت. وی بار‌ها می‌گفت: «من به‌خاطر شهادت به سپاه آمده‌ام.»

با گشایش مجدد دانشگاه‌ها به همراه خانواده‌اش به اهواز رفت و در دانشگاه اهواز به ادامه تحصیل پرداخت. در دانشگاه از یک طرف با جدیت درس می‌خواند و طرف دیگر، در ارشاد و هدایت دانشجویان تازه وارد می‌کوشید و اهداف منافقین را برای آن‌ها برملا می‌ساخت.

«محمد» در اکثر عملیات‌ها به ویژه عملیات «کربلای پنج» حضوری فعال داشت که در سال ۱۳۶۶ از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. اما قبل از اخذ مدرک فارغ‌التحصیلی دوباره به سوی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شتافت و در سال ۱۳۶۷ به عنوان مسئول بهداری سپاه غرب شروع به فعالیت کرد و برای درمان مصدومان شیمیایی تمام تلاش خود را به کار برد.

هنوز ۲ ماه از حضور وی در بیمارستان امام حسین (ع) کرمانشاه نگذشته بود که متوجه شد منافقین با همکاری رژیم بعثی عراق به میهن اسلامی هجوم آوردند. وی با وجود داشتن مسئولیت ستادی با شنیدن خبر حمله منافقین، داوطلبانه به منطقه اعزام شد تا از نزدیک به درمان مجروحین بپردازد.

«محمد چوبکار» با شجاعت خاص خود به خط مقدم رفت و در منطقه «مهران» فعالیتی چشمگیر از خود نشان داد. تا اینکه سر انجام در تاریخ ۶۷/۰۳/۳۰ در همان منطقه با قطع شدن پایش و وخامت حالش به جمع شهدای انقلاب اسلامی پیوست.

فرازی از وصیت‌نامه شهید «محمد چوبکار»

جهاد یک روستایی کشت و کار است و جهاد یک مادر صبر و دعا.

آری باید با همه این کوشش‌ها و مجاهدت‌ها به یک جنگ تمام عیار علیه تمامی کفار و ظالمان عالم دست زد و در این راه مطمئن بود که مردم غیور سختی‌ها را تحمل کرده و تا پیروزی حق بر علیه باطل از پای نخواهند نشست، که حق ماندنی است و پیروز.

برادران و خواهران! جنگ ایران و عراق جنگ ۲ ایدئولوژی متضاد است. جنگ ۲ ایده که در طول تاریخ با هم ستیز کرده‌اند. جنگ حسین و یزید است که اینک کربلایی دیگر و محرمی دیگر تکرار می‌شود.

برادران و خواهران! پیام من این است که به فکر زندگانی باشید و به فکر کسانی که ممکن است از معنویت دور باشند. با آنان از قرآن بگوییم و از اسلام و این مفاهیم را به آنان نشان دهید. آن‌وقت خواهید دید که اگر اسلام درست عرضه شود؛ کسی نمی‌ماند که به اسلام نگرود.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*


false